به گزارش سراج24، تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابهلای رسانههای کشور میپردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیلهای موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
***
دانشمند، اخلاقمدار و مشترّع؛آنچه ظریف از یک «اتفاق» هدیه گرفت!
احمد پورنجاتی، فعال سیاسی اصلاحطلب اخیراً طی یادداشتی در صفحه اجتماعی گوگلپلاس خود با اشاره به چیزی که آنرا «سلام وعلیک و دست دادن اوباما و ظریف» نامیده، نوشته است: به باور این قلم "اقدام محمد جواد ظریف" به ویژه با شناختی که از "باورمندی محکم و سنتیاش به شریعت" داریم، کاری فراتر از یک "اقدام دیپلماتیک" بلکه دستکم با شاخص "معیارها و سیرهی پیشوایان دین" اقدامی اخلاقی، ستودنی و البته واجد پیامدهای سودمند برای اصلاح یا خنثی سازی قضاوت نادرست یا تبلیغات ناجوانمردانهی "محافل اسلام و ایران هراس" مخالف جمهوری اسلامی ارزیابی میشود.
او در ادامه به 2 حدیث درباره اهمیت سلام و جواب سلام اشاره کرده و ضمن درست و «اخلاقمدارانه» عنوان کردن مصافحه ظریف و اوباما نوشته است: در دورهی دولت اصلاحات و همزمان با ریاست جمهوری "بیل کلینتون" و در اوج روابط پر مخاصمه و دیرپای "کوبای انقلابی و آمریکای مستکبر"، هنگامی که شبیه چنین قضیهای رخ داد و "فیدل کاستروی انقلابی دو آتشه" با "کلینتون" مواجه گردید، همان کاری را کرد که وزیر امور خارجهی ما کرده است. تازه، آنان دو مقام سیاسی هم تراز بودند. پاسخ کاسترو به پرسشهای شگفت زده، همین بود: "احساس کردم رد کردن دست کسی که هرچند دشمن من است، کاری غیر اخلاقی و غیر متمدنانه است".
*حواله دادن رفتار عجیب مصافحه اتفاقی! ظریف و اوباما به اقدام مشابه رفتار کاسترو با کلینتون و یا قیاس معالفارق آن با احادیثی که بر ثواب سلام و پاسخش دلالت دارند؛ بیش از آنکه استدلالآوری عقلایی برای یک خطای دیپماتیک باشد؛ توجیهات سمپاتیکی به نظر می رسند که همانند ماجرای صحبت نابجای تلفنی با اوباما، تبریک به وزیر خارجه جدید عربستان و قدم زدن ظریف با وزیر خارجه آمریکا تلاش دارند تا امری نامتعارف را به وادی قشریگری و عادیسازی وارد کنند.
کما اینکه پورنجاتی زمانی در یک مصاحبه با اشاره به فتنه 88 نیز گفته بود: «کدام اصلاحطلبی رفته و سنگ به شیشه زده است... بسیاری از آنها (اصلاحطلبان) اصلاً حضور نداشتهاند. خشونت بوده است ولی این خشونت توسط جریانی بوده و من به عنوان کسی که در صدا و سیما فعالیتکردهام، احتمال میدهم پاره کردن عکس امام در استودیو اتفاق افتاده است!»
در اشاره به اقدام کاسترو و مصافحه وی با کلینتون باید در گام اول اشاره کرد که کاسترو اقدامی غلط و انحرافی و بر خلاف مبانی انقلابیون کوبا را انجام داد و ثمره آن اقدام و اقدامات مشابه مسئولان کوبایی هم اینست که این کشور پس از چند دهه انقلابیگری؛ امروز با آمریکا بر سر میز صلح نشسته و نه تنها هیچ طرفی برای خود و مردمش از این توافق و صلح برنبسته بلکه نمیداند که باید به نسلهای جوانش چه پاسخی را درباره یک عمر انقلابیگری و دوری از استکبار آمریکا بدهد. (معنایی نقل شده از رسانههای غربی درباره اوضاع این روزهای کوبا)
در گام بعد و بر مبنای اشارههای پورنجاتی به احادیث دینی درباره ثواب سلام و پاسخ سلام نیز باید بیان کرد که اولاً با این استدلال باید در صبح فردا منتظر مصافحه و معانقه با مقامات اسرائیلی هم بود!
ثانیاً پورنجاتی شاید نخوانده است این حدیث امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) را که فرمود: «شما بر اهل کتاب یعنی یهود و نصاری سلام را آغاز نکنید و اگر آنها بر شما سلام کنند بگویید: "علیکم" و با آنها مصافحه نکنید و آنها را با کُنیه صدا نزنید مگر آنکه مجبور باشید»
در کنار تنزیل و تأویل آشکار این حدیث شریف؛ ذکر این نکته هم ضروری است که باراک اوباما و جان کری، دشمنان صریح ایران اسلامی و از نمادها و سران استکبار جهانی هستند که دستانشان تا مرفق آغشته به خون هزاران انسان در اقصی نقاط جهان است.
با ابتناء بر همین نکته میتوان تأکید کرد که حتی اگر آنها به شیعه اثنی عشری بودن نیز تظاهر میکردند؛ باز هم مصافحه و گپ و گفت با آنها امری بود که مسلماً بایستی از آن احتراز میشد. که نشد...!
چه اینکه به گفته علما، ابوالفضل(ع) را از آنرو «عبّاس» مینامیدند که همواره در مقابل دشمن عبوس بود و هیچکس هیچگاه لبخند او را در مقابل دشمن ندید.
گفتنیست، عابد فتاحی، از نمایندگان اصلاحطلب مجلس در همین رابطه با بیان اینکه ظریف یک «دانشمند بزرگ علوم سیاسی» و درعین حال یک انسان انقلابی، مومن و شجاع است، در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: کری و ظریف بهعنوان کسانی که بزرگترین مذاکرات سیاسی تاریخ را به سرمنزل رساندهاند، حق دارند پس از پیروزی در مذاکرات، با یکدیگر گفتوگو کنند، به یکدیگر خسته نباشید بگویند و ادامه روابط را تسهیل کنند و از دیگرسو اوباما نیز حق دارد، بهعنوان رئیس جمهور یکطرف مذاکرات، به نماینده ایران در مذاکرات خسته نباشید بگوید و من متوجه نمیشوم که دلیل هجمههای انتقادی تندروها چیست!
***
10 سخن عجیبی که برای تعریف از روحانی گفتند
ایرنا گزارش داد: رسول منتجبنیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی و از معاریف اصلاحطلب به تازگی در یک سخنرانی در شهر کاشان گفته است: علی(ع) به چاپلوسان و متملقان اجازه تملق نمیداد، او با فرهنگ چاپلوسی و غلوّ و اغراق مخالف بود، چرا مسئولان ما در برابر چاپلوسان، منافقان و دروغگویان احساس غرور میکنند و گفتههای تملقآمیز آنان باورشان میشود؟
*قبل از منتجبنیا، آقای هاشمی رفسنجانی نیز در یک سخنرانی گفته بود: «تملق و چاپلوسی بزرگترین آفت جامعه است»
ما نمیدانیم مرجع ضمیر سخن منتجبنیا دقیقاً چه شخص یا اشخاصی هستند؟!
اما الحال اینکه صحبتهایی که در ادامه میخوانید، طی ماهها و هفتههای اخیر از جانب برخی چهرههای دولتی و چهرهای جریان خاص، در شأن و منقبت رئیس کابینه یازدهم بیان شدهاند، ضمن آنکه عکسالعملی هم نسبت به ردّ و مذمت آنها صورت نگرفته است.
_ محمدعلی نجفی(مشاور اقتصادی رئیسجمهور): فهم و تیزی و درکی که آقای روحانی نسبت به مسائل مختلف دارند خیلی جالب است. به نظرم در فهم مسائل تخصصی از همه رؤسای جمهور قبلی تواناتر هستند!
_ مجید انصاری(معاون پارلمانی رئیسجمهور): -آقای روحانی- سخنوری مسلط و حرفهای و شاید کمنظیر است و در قیاس با توان استدلال و منطق ایشان، بقیه اعضای دولت کم میآورند!
_ معصومه ابتکار(معاون رئیسجمهور): رییس جمهور روحانی را در این سال ها بهتر شناختم. ایشان علاوه بر اینکه یک حقوقدان است، یک فرد اخلاق گرا و نیز یک استراتژیست واقعی است.
_ رضا صالحی امیری(معاون رئیس جمهور): ما در دولت آقای روحانی با عبور از دوران «تصلب فرهنگی» به مرحله عقلانیت و خردورزی در مساله فرهنگ رسیدیم.
_ حسین مرعشی(فعال اصلاحطلب): رییسجمهور در این مدت هر چه گفتند کاملاً مبنای قانونی داشته و از آنجایی که ایشان مامور اجرای قانون اساسی است، حرفشان بهجا و متین است.
_ سعید لیلاز(فعال اصلاحطلب): دولتی مانند دولت حسن روحانی، به قهرمان واقعی عدالتورزی و مهر گستری از طریق افزایش قدرت خرید کارگران یا احیای طب ملی تبدیل شده است.
_ احمد نقیبزاده(فعال اصلاحطلب): در صورت شکست روحانی مردم انقلاب! میکنند.
_ابراهیم اصغرزاده(فعال اصلاحطلب): بروید دست روحانی و ظریف را ببوسید که شما را دارد از معرض اجماع جهانی خارج می کند!
_ غلامعلی دهقان(سخنگوی حزب اعتدال و توسعه): بخشی از آن ١٤میلیون که رأی ندادند؛ بعد از انتخابات و اخیراً در پی موضعگیریهای روحانی میگویند ایکاش ما هم رأی داده بودیم!
_ رضا صالحی امیری(معاون رئیسجمهور): شخصیت روحانی در تراز ملی ایران بود.
***
میتینگ سیاسی در آمریکا به افتخار «گفتمان اعتدال»!
حسین موسویان، دیپلمات سابق ایرانی و از مذاکرهکنندگان قضایای هستهای در سال 82 که چند سال است به آمریکا رفت و آمد دارد؛ اخیراً طی اظهاراتی در چند ایالت آمریکا که در قالب سخنرانی ارائه شدهاند، گفته است: ایران و قدرتهای جهانی در موقعیت جنگ و سازش به جای رفتن به سمت جنگ، به سوی مذاکره رفتند.
به گزارش ایرنا، او همچنین اظهار کرده است: اسرائیل برای اینکه این مذاکره به نتیجه نرسد تا امروز سه جنگ غزه، عراق و سوریه و یمن را دامن زد و عربستان یک سال و نیم نفت مجانی فروخته تا بتواند توافق را به شکست بکشاند.
این فرد همچنین میگوید: دستآورد مهم توافق هستهای، تقویت اعتدال گرایی در جهان است که قدرت را از دست تندروهای جنگ طلب در منطقه و جهان گرفت!
*مسئله توافق هستهای، دستاوردهایش داشته و نداشتهاش و تجربیات مردم ایران از مذاکرات هستهای سالهای 82 و 83 و مذاکرات 2 سال اخیر هماکنون در جایگاهی قرار دارد که میتواند ملاکی روشنی برای قضاوت پیرامون اظهارات موسویان باشد.
با این حال در اشاره به اظهارات موسویان ذکر چند نکته ضروریست:
یکم: به لحاظ منطق و سیاست؛ اینکه عدهای در داخل ایران و یا منتسب به ایران، صحبتهای مقامات چند کشور غربی که خودشان به خودشان میگویند «قدرت جهانی»! را تکرار کنند؛ هرگز کار پسندیدهای نیست و سبب تنقیح این مطلب غلط در میان افکار عمومی میشود.
چه اینکه باید دانست جمهوری اسلامی ایران کدخدای همین به اصطلاح قدرتهای جهانی را در چندین جنگ مستقیم و نیابتی شکست داده است، نماد جمیع فناوریهای این کشور یعنی پهپاد RQ170 را در آسمان تسخیر کرده است و مانع اجرای سیاستهایش در منطقه و در جهان است.
درباره ماجرای اینکه توافق هستهای خطر جنگ را از ایران دور کرد نیز مناقشات فراوانی وجود دارد مبنی بر اینکه از اساس هم کسی امکان آغاز جنگ علیه ایران اسلامی را ندارد.
دوم: آغاز و یا دامن زدن حملات علیه کشورهای خاورمیانه توسط اسرائیل نیز امری همیشگی بوده و از زمانی آغاز شده که اساساً مذاکرات هستهای سال 82 نیز آغاز نشده بود و رئیسجمهور روحانی و محمدجواد ظریف نیز در قدرت حضور نداشته و یا در دوران بازنشستگی به سر میبردهاند!
از سوی دیگر، اساساً تئوری اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان توافق هستهای وین دچار اختلاف شدهاند! یک تئوری غیر قابل باور به نظر میرسد که هیچ سند و مدرک متقنی درباره آن وجود ندارد.
و سوم: «تقویت گفتمان اعتدالگرایی در جهان»! گزارهای است که در ذهن افکار عمومی مردم ایران و جهان آشنا به نظر میرسد و برای آنها نوستالژی اظهارات مقامات دولت سابق است که مدعی جهانی شدن گفتمان خود و «تلاش برای مدیریت جهانی»! بودند.
جدای از اینکه در بالا اشاره شد که اساساً جنگی در کار نبوده است که با توافق هستهای وین بخواهد رفع شود؛ کنایه زدن به افکار عمومی مبنی بر اینکه گفتمان دولت روحانی جهانی شده! کار پسندیدهای از لحاظ سیاستورزی به نظر نمیرسد و نوعی تملقگویی و خودبینی به نظر میرسد.
منبع:فارس



